تبليغاتX
ما راندگان باغ خداییم !!!
یک سیب بچین
مثل روان گردان می مانی

روانم را می گردانی و

بیش از پیش گردم می کنی!!!

سرم گرد است

خودم گردم

"گ" مثل گردو

ولی هر گردی گردو نیست

و هر کسی که "تو" نمی شود!

و تو که "آدم" نمی شوی

مثل من که دست از گرد بودنم بر نمی دارم

......

مثل قرص روان گردانی

روانم را می گردانی

چرخ و فلک بازی می کنم

فکرم می چرخد

تو می چرخی

زمین می چرخد

از هر نقطه ای از گردی که شروع کنم

باز به تو می رسم

که در چمن می دوی و سوت می زنی

سوت می زنی و کارت نشان می دهی

کارت نشان می دهی و اخراج می کنی!!!

...

اخراج شده ام

از زمین بازی

و هیچ توپ جمع کنی مرا از زمین جمع نمی کند

گردم و گردو دوست دارم

...

روانم را می گردانی

گاو می شوم

دلم چمن می خواهد

چمن زمین بازی را

می خورم و گردترین گاو می شوم

سوت می زنی...هوار می کشی

چمن می خورم

تو را نشخوار می کنم

کارت قرمز نشان می دهی

وحشی می شوم

زمین را می کنم

نگاهم می کنی

رام می شوم..روانم می گردد

زمین را می کنم

خودم را چال می کنم

به گردترین گردی دنیا می پیوندم

خاک می شوم

و از همان جا

یک درخت گردو سبز می شود

می دوی و سوت می زنی

سوت می زنی و کارت نشان می دهی

کارت نشان می دهی و اخراج می کنی...

می دوی و اخراج می کنی

می دوی و سوت می زنی

می دوی و می گردانی

می دوی و پیدایم نمی کنی

بدو بدو بدو

من روانم گردانده شده

برگردانده نمی شوی

می دوی و نمی رسی

...

 


 دارم روانی می شوم

همین الان نوشتمش...کاش برای خودمان هم داوری قابل بودی"آدم"...بد داوری کردی...بی جرم اخراجم کردی...همین

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 17:59  توسط حوای بی آدم!  |